ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

347

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بر اين مبنا گرفته‌اند ، ولى اين اشكال هست كه ، به حكم اخبار مكرّر و مشاهده ، آنجا معموره است ، پس چگونه دربارهء آن استدلال توان كرد ؟ گويا مقصود اين نبوده كه در آنجا مطلقا آبادى نيست 25 بلكه به حكم دليل دانسته‌اند كه به علّت گرماى سخت در آنجا موجودات زنده به آسانى تباه شود و آبادى نباشد يا كمتر باشد ؛ و چنين است ، زيرا بر خطّ استوا و ماوراى آن اگر ، چنان كه گفته‌اند ، آبادانى باشد بسيار كم است » . 26 ابن خلدون تكمله را چنين به سر مىبرد : « پس از اين سخن يك نقشهء جغرافيايى مانند آنچه مؤلّف كتاب رجار كرده ، رسم كنيم و سپس به شرح آن پردازيم » . 27 ولى بايد بگوييم كه نقشهء مذكور در هيچ يك از نسخه‌هاى خطّى كتاب به دست نيامده است . 28 در « تفصيل سخن از اين جغرافيا » وصف زمين و تقسيم آن را به هفت اقليم و تقسيم هر اقليم را به ده قسمت ياد مىكند ، و پس از توضيح مبناى نجومى اين تقسيم و توصيفى مختصر از اقليمها بار ديگر از منبع اساسى خود سخن مىآورد . گويد : « اكنون به اختصار در اين باب سخن آريم و بلاد و رودها و درياهاى معروف هر جزو از اقليمها را بر طبق آنچه در كتاب نزهه المشتاق آمده بياريم . اين كتاب را علوى ادريسى حمّودى براى پادشاه فرنگى سيسيل ، رجار بن رجار ، به نيمهء قرن ششم ، هنگامى كه در سيسيل به دربار او بود و سيسيل از امارت مالقه جدا شده بود تأليف كرد ، و كتابهاى بسيار براى اين كار فراهم شد . » 29 آنگاه ابن خلدون نام كتابهايى را كه ادريسى ياد كرده با همان كلمات و همان ترتيب كه در نزهة المشتاق آورده ، نقل مىكند ولى به زحمت مىتوان گفت كه همهء آن را ديده است . توصيف وى از اقليمها از نظر ما چيز تازه‌اى ندارد ، زيرا نقل مطالبى از كتاب ادريسى است كه گهگاه چيزى از اطّلاعات خويش دربارهء جزاير اقيانوس اطلس 30 يا داخل افريقا 31 بر آن مىافزايد . البتّه در بسيارى موارد ديگر مطالب وى از ادريسى پرمايه‌تر و مفصّلتر است . گاهى بجز ادريسى به منابع ديگر چون ابن سعيد 32 يا كتاب المشترك ياقوت 33 مراجعه مىكند ، ولى مطالب آنها را به وسيلهء ادريسى نقل مىكند . به عنوان مثال وضع او را نسبت به قضيّهء خواب واثق ، كه انگيزهء سفر سلام ترجمان شده بود ، ياد مىكنيم كه گويد : « اين قصه دراز است و از موضوع كتاب ما به دور » . 34 به همين ملاحظات بايد بگوييم كه قسمت خاصّ طبقه‌بندى و توصيف علوم در مقدّمه و نيز قسمت خاصّ جغرافيا از نظر تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى مطلب قابل ملاحظه‌اى ندارد . خوشبختانه مطالب جغرافيايى ابن خلدون منحصر به اين دو قسمت نيست ، زيرا كتاب وى يك منبع مهمّ جغرافيايى است . 35 در فصول ديگر مقدّمه انديشه‌هاى پراكنده‌اى هست كه نسبت به نوشته‌هاى جغرافيايى عرب تازه و بىسابقه است ، از اين لحاظ مقدّمه‌هاى دنبالهء مقدّمهء دوّم